سلام برتوای ریشه درخت زندگی
وخداقوت ای باغبان کودکی ونوجوانی وجوانی وزندگی ما
گردپیری برموهای تونقش بسته
چه سختی هایی که کشیدی وبرگشتی ازکارخسته خسته
ولیکن خستگی تو رابادیدن مافراموش کردی
غم وناراختی ماراباوجودت خاموش کردی
کوله بارت پربودازخستگی وسختی های کار
وبازمیکردیم برای تودررا
وبهارمیکردی
زمستان وجودت رابادیدن ما
ای باغبان زندگی ما
و چه خوب میدانستی
پژمرده میشدند
گل های زندگی تو
وافسرده میشدندبدون درک ازشرایط احوال تو
سخت است وجودزمستانی رافراموش کردن
آنهمه سختی وشبکاری هاونخوابیدنهارا خاموش کردن
عشق میخواهدویک قلب مهربان
 
برچسب:
نویسنده: بنیامین شاکری
این پست روسال 95نوشتم ولی تاریخش روبروزکردم وپست نخست قراردادم چون این روزها منتظر بارانیم وچقدردوست داشتنی هستی تو آن دم که باوجودپای ترتوتومیشود خاک عطرآگین ومیشود دل آسمان پاک وبی آلایش ومیشوند گنجشکان ازلانه های خویش رها آن دم که میخوانندهزاران ترانه  
برچسب:
نویسنده: بنیامین شاکری